برجباغ مسکونی Sky Habitat
مشخصات پایه پروژه:
پروژه مسکونی Sky Habitat در منطقه Bishan سنگاپور، توسط معمار سرشناس، Moshe Safdieو دفتر Safdie Architects با همکاری DCA Architects طراحی شده است. این مجموعه در سال 2015 تکمیل و در زمینی به مساحت حدود 11995 مترمربع احداث شده است. پروژه شامل دو بلوک مسکونی 38 طبقه با مجموع 509 واحد است که توسط سه پل آسمانی در طبقات 14 ، 26 و 38 به یکدیگر متصل میشوند. زیربنای کل پروژه حدود 58786 مترمربع گزارش شده و مجموعه علاوه بر فضاهای مسکونی، دارای باغهای مشترک، تراسهای خصوصی، فضاهای تفریحی، استخرها، زمین تنیس و سایر امکانات جمعی است. ایده اصلی پروژه بر ایجاد یک «ماتریس سهبعدی از خانهها» و ترکیب تراکم بالای مسکن با فضای سبز، نور طبیعی، تهویه و فضاهای جمعی استوار است؛ رویکردی که در ادامه تجربه Moshe Safdie در پروژه Habitat 67 شکل گرفته است.
ایده اصلی: تبدیل «برج» به «محله»
مهمترین ایده معمار را میتوان اینگونه خلاصه کردكه بهجای ساختن یک برج عمودی منفرد، یک محله مسکونی را در سه بعد توسعه بدهیم.در الگوی متعارف برج مسکونی، واحدها روی هم انباشته میشوند و ارتباط اجتماعی و فضای سبز عمدتاً به سطح زمین یا یک سکوی مشترک محدود میشود. Safdie این منطق را معکوس میکند. واحدها به صورت یک ماتریس سهبعدی سازماندهی میشوند و فضاهای خصوصی و عمومی در ارتفاعهای مختلف توزیع میشوند. بنابراین «خیابان»، «باغ»، «تراس» و «فضای اجتماعی» دیگر الزاماً روی زمین قرار ندارند و بخشی از آنها به ارتفاع ساختمان منتقل میشوند
دفتر معمار صراحتاً هدف پروژه را شکستن مقیاس متعارف برج مسکونی و ایجاد یک محیط مسکونی شبیه شهرک یا محله تپهای معرفی میکند. بنابراین فرم پروژه نتیجه مستقیم ایده است. فرم از یک مکعب یا برج عمودی ساده شروع نمیشود و سپس برای زیبایی «پلهای» نمیشود؛ بلکه منطق آن تقریباً چنین است:
در نتیجه، پلهایشدن حجم یک استراتژی عملکردی است، نه صرفاً یک زبان فرمال.
منطق فرم پلکانی
دو بلوک اصلی بهصورت حجمی پلکانی شکل گرفتهاند. عقبنشستگی تدریجی واحدها در لبههای ساختمان باعث میشود سقف یک واحد، در بخشهایی به تراس یا فضای باز واحد بالاتر تبدیل شود. یکی از نکات بسیار مهم در پژوهش دفتر معمار این است که بیش از یکسوم واحدها در امتداد لبههای پلکانی قرار گرفتهاند و به تراسهای بزرگ بیرونی دسترسی دارند. مساحت این تراسها حدود ۳۰ مترمربع ذکر شده است؛ کیفیتی که در برج متعارف معمولاً به پنتهاوسها محدود میشود.
فرم پلکانی برابر است با توزیع کیفیت پنتهاوس در بخش قابلتوجهی از ارتفاع ساختمان كه این موضوع از نظر معماری اهمیت زیادی دارد، زیرا تراس در اینجا یک الحاق فرعی نیست؛ بلکه بخشی از منطق تولید فرم است.
سازماندهی واحدهای مسکونی
پروژه در مجموع ۵۰۹ واحد دارد و ترکیبی از واحدهای کوچک و بزرگ را در خود جای میدهد؛ از استودیو تا واحدهای دو، سه و چهارخوابه. پژوهش منتشرشده توسط معمار تأکید میکند که یکی از دشوارترین مسائل طراحی، قرار دادن این تیپهای مختلف در ساختاری پلکانی بدون از دست دادن راندمان اقتصادی و سازهای بوده است. پروژه صرفاً مجموعهای از واحدهای تکراری نیست. بلکه مسئله طراحی این بوده که:
- تیپهای مختلف واحدها روی یک سیستم مدولار قرار بگیرند
- عقبنشستگیها تراس ایجاد کنند
- واحدها نور و دید مناسب داشته باشند
- و در عین حال راندمان طبقات متعارف برج بهشدت کاهش پیدا نکند.
دفتر معمار اعلام میکند که با وجود پیچیدگی فرم، راندمان خالص به ناخالص پروژه بیش از ۹۰ درصد بوده است. این بخش از پروژه برای مطالعه حرفهای بسیار مهم است، چون نشان میدهد فرم پیچیده الزاماً به معنای ناکارآمدی اقتصادی نیست؛ البته این ادعا باید در چارچوب اقتصاد ساخت سنگاپور و سیستم سازهای پروژه ارزیابی شود.
سه پل آسمانی؛ خیابانهای عمودی
سه پل اصلی دو بلوک را در طبقات 14 و 26 و 38 به هم متصل میکنند. عملکرد پلها یکسان نیست و پل پایینتر، فضایی آرامتر و باغمحور، با آب، نشیمن و سایه دارد. پل میانی بیشتر شبیه یک پارک مرتفع است؛ با فضای سبز، تپه خاکی، فضاهای نشستن و غذاخوری و ارتباط با فضاهای ورزشی و در نهايت پل بالایی
دارای استخر شنای حدود ۴۰ متر، سکوی آفتابگیری و دید گسترده به شهر است. همچنين بايد اذعان داشت پلها فقط عنصر ارتباطی نیستند؛ در حقیقت زیرساخت اجتماعی پروژه هستند. كه معمار از آنها بهعنوان مجموعهای از «خیابانها و باغها در آسمان» یاد میکند.
سیستم سازهای پلها
پلها با اعضای فولادی جعبهای ساخته شدهاند که به صورت خرپای حدود ۴٫۵ متر ارتفاع شکل گرفتهاند. این خرپاها در خارج از سایت پیشساخته شده و سپس به محل منتقل و در ارتفاع نصب شدهاند. این موضوع از نظر معماری مهم است؛ زیرا سازه پلها صرفاً پنهان نشده بلکه به بخشی از بیان معماری ساختمان تبدیل شده است. در نتیجه در پروژه یک رابطه نسبتاً مستقیم میان: سازه ← دهانه ← پل ← باغ ← فضای اجتماعی وجود دارد.
فضای سبز و «باغ در ارتفاع»
در سطح زمین، پروژه روی یک پارکینگ زیرزمینی قرار گرفته و بیش از ۷۰ درصد سایت به باغها و فضاهای باز اختصاص یافته است. این فضاها شامل استخر، زمین تنیس، مسیرهای پیاده و فضاهای رویداد و تجمع هستند اما ایده اصلی فقط حفظ فضای سبز در سطح زمین نیست. سه لایه سبز داریم:
زمین ← تراسهای خصوصی ← باغهای آسمانی مشترک
این ساختار باعث میشود طبیعت در پروژه به صورت عمودی توزیع شود. در نتیجه، فضای سبز از یک «عنصر محوطهسازی» به یک جزء سازماندهنده معماری تبدیل میشود.
راهبردهای اقلیمی
- تهویه طبیعی
فرم باز و متخلخل دو بلوک و فاصله میان آنها اجازه میدهد جریان هوا در عمق مجموعه حرکت کند. دفتر معمار صراحتاً اعلام میکند که جرم متخلخل پروژه برای عبور نسیم و نفوذ نور روز طراحی شده و واحدها از تهویه طبیعی و جهتگیریهای متعدد نسبت به خورشید برخوردارند. (ArchDaily) در اقلیم گرم و مرطوب سنگاپور، این موضوع بسیار مهم است؛ زیرا ساختمان به جای یک پوسته کاملاً متراکم، بخشی از آسایش را از طریق هندسه جرم به دست میآورد.
- نور روز
عقبنشستگیها باعث میشوند سطوح بیشتری از واحدها در معرض آسمان قرار بگیرند. در یک برج با پلان عمودی ثابت، واحدهای میانی معمولاً به یک جبهه محدود وابستهاند. اما در این پروژه، عقبنشستگی و شکافهای عمودی باعث افزایش گشودگی بصری و امکان دریافت نور از جهات مختلف میشود.
- دید
یکی از نتایج مستقیم فرم پلکانی، ایجاد دیدهای متنوعتر است. واحدها فقط رو به بیرون نگاه نمیکنند؛ بلکه به باغها، تراسها، شکاف میان دو برج و منظر شهری نیز دید دارند. این موضوع باعث میشود تجربه سکونت از «پنجره برج» به «چشمانداز چندلایه» تبدیل شود.
آیا فرم پلکانی واقعاً آسایش حرارتی را تضمین میکند؟
اینجا باید میان ادعای طراحی و اثبات عملکردی تفاوت گذاشت. منابع معماری معتبر تأکید میکنند که فرم پلکانی برای تهویه طبیعی، چندجهتیکردن واحدها، ایجاد سایه، نفوذ نور و ایجاد فضای سبز طراحی شده است. (Architectural Digest) اما از منابع در دسترس عمومی نمیتوان نتیجه گرفت که تمام واحدها بدون سیستم مکانیکی سرمایش به آسایش حرارتی میرسند. بنابراین ارزیابی علمیتر این است كه فرم پروژه پتانسیل بهبود آسایش حرارتی را افزایش میدهد، اما اثبات میزان صرفهجویی انرژی یا آسایش واقعی نیازمند دادههای شبیهسازی اقلیمی، سرعت باد، دمای عملیاتی، رطوبت، مصرف انرژی و عملکرد واقعی واحدهاست؛ این دادهها در منابع عمومی بررسیشده ارائه نشدهاند.
رابطه پروژه با شهر
محل پروژه در Bishan ، در بخش مسکونی نسبتاً متراکم سنگاپور قرار دارد و از نظر شهری، نکته جالب این است که پروژه یک «شیء منفرد» نیست؛ بلکه تلاش میکند در مقیاس داخلی خودش یک محله تولید کند.
جایگاه Sky Habitat در مسیر فکری معمار
اگر سیر پروژه را ترسیم کنیم، یک خط فکری نسبتاً روشن دیده میشود:
نقد معماری؛ نقاط قوت
- فرم تابع عملکرد است
فرم پلکانی در این پروژه صرفاً یک حرکت فرمال نیست؛ تراس، نور، هوا، دید و فضای سبز را تولید میکند.
- تبدیل برج به «محله»
مهمترین دستاورد پروژه این است که برج را از یک شیء منفرد به یک سیستم فضایی چندلایه تبدیل میکند.
- توزیع فضای باز
فضای باز فقط در حیاط نیست؛ در سطح زمین، لبه واحدها و سه پل آسمانی توزیع شده است.
- ایجاد سلسلهمراتب خصوصی ـ عمومی
واحد خصوصی → تراس خصوصی → باغ مشترک → پل آسمانی → محوطه عمومیتر.
این سلسلهمراتب برای کیفیت سکونت بسیار ارزشمند است.
- حفظ راندمان
با وجود فرم پیچیده، راندمان خالص بیش از ۹۰ درصد نشان میدهد که پروژه توانسته میان فرم تجربی و منطق اقتصادی تعادل برقرار کند.
نقد معماری؛ محدودیتها و پرسشهای انتقادی
در عین حال، پروژه را نباید صرفاً بهعنوان یک نمونه موفق «معماری سبز» یا «مسکن پایدار» معرفی کرد.
- سبز بودن الزاماً برابر با پایداری نیست
وجود باغ و درخت در ارتفاع الزاماً به معنای مصرف انرژی کمتر نیست. آبیاری، نگهداری، سازه اضافی، بار مرده، سیستمهای تأسیساتی و نگهداری پوشش گیاهی باید در ارزیابی چرخه عمر بررسی شوند.
- پیچیدگی سازهای
پلهای بزرگ و فرم پلکانی نسبت به یک برج ساده، پیچیدگی بیشتری ایجاد میکنند؛ هرچند دفتر معمار نشان داده که این پیچیدگی با راندمان بالا همراه شده است.
- مسئله حریم خصوصی
وقتی تراسها، باغهای مشترک و پلهای آسمانی در مجاورت واحدها قرار میگیرند، تعارض بالقوه میان تعامل اجتماعی و حریم خصوصی ایجاد میشود.
- فضای عمومی یا فضای خصوصیشده؟
دفتر معماري خود در پژوهشهای جدیدتر این سؤال را مطرح میکند که آیا فضاهای عمومی مرتفع واقعاً «قلمرو عمومی» هستند یا در نهایت فضاهای خصوصی، کنترلشده و در دسترس ساکنان باقی میمانند
جمعبندی تحلیلی
Sky Habitat را نباید صرفاً یک برج مسکونی با تراس و استخر آسمانی دانست. ایده اصلی آن بازتعریف تیپولوژی مسکن بلندمرتبه است؛ یعنی انتقال ویژگیهای خانه مستقل و محله به یک ساختار متراکم عمودی. فرم پلکانی برای ایجاد تراس، نور، دید و جریان هوا به کار گرفته شده و سه پل آسمانی، قلمرو اجتماعی را از سطح زمین به ارتفاع منتقل میکنند. از نظر پژوهشی، شاید مهمترین مفهوم پروژه این باشد كه برج بهجای آنکه صرفاً در ارتفاع ساخته شود، باید «محله» را نیز در ارتفاع تولید کند.